أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
101
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
در دار دنيا مرا سجده كرده است امروز مرا سجده كند مؤمنان سجده كنند جهودان و ترسايان سجده نتوانند كردن ، مؤمنان سر بردارند و روى ايشان از نور چون ماه بود منافقان و اهل كتاب از جهودان و ترسايان در روى مؤمنان نگرند از آن حزن و اندوه رويهاى ايشان سياه شود گويند : بار خدايا رويهاى مشركان سياه كردى و ما در دنيا مشرك نبودهايم و ذلك قوله « وَ اللَّهِ رَبِّنا ما كُنَّا مُشْرِكِينَ » حقّ تعالى گويد : « انْظُرْ كَيْفَ كَذَبُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ » بنگريد كه چگونه دروغ ميگويند ميگويند كه : ما مشرك نبودهايم ؛ مشرك بودهاند ، در مثل گويند : دروغ زن سياه روى باشد لا جرم سياه روى شدند ، آنكسى كه دروغ بر كسى گويد سياه روى باشد و آنكس كه دروغ بر خداى تعالى نهد بوعدهء خداى سياه روى باشد « وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ تَرَى الَّذِينَ كَذَبُوا عَلَى اللَّهِ وُجُوهُهُمْ مُسْوَدَّةٌ » امّا آنان كه رويهاى ايشان سياه شد ايشانرا گويند كه : كافر شدى پس از ايمان آوردن حسن بصرى گفت : آنانند كه اظهار كلمهء ايمان كردند و منافق بودند حارث اعور گفت : از امير المؤمنين شنيدم كه ميگفت بر منبر كه : مرد باشد كه از خانه بيرون رود و با خانه نشود تا كه عملى كند كه بدان مستوجب بهشت شود ، و مرد باشد كه از خانه بيرون آيد و با خانه نشود تا كه عملى كند كه بدان مستوجب دوزخ شود آنگه اين آيت برخواند [ يَوْمَ تَبْيَضُّ وُجُوهٌ وَ تَسْوَدُّ وُجُوهٌ ] قتاده گفت : مبتدعان امّتاند رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : فرداى قيامت جماعتى بنزديك من آيند بر كنار حوض از اهل صحبت من چون ايشان را بينم ايشانرا از پيش من بربايند من آواز دهم كه أصيحابى أصيحابى ياركان مناند ياركان مناند مرا گويند : تو ندانى كه ايشان از پس تو چه احداث كردهاند إنّهم رجعوا على أعقابهم القهقرى و ارتدّوا ، اينان از پس تو مرتدّ شدند و برگشتند اين خبر را ثعلبى در تفسير آورده است و ايشان را گويند : [ فَذُوقُوا ] بچشيد عذاب را بدانچه شما كافر مىبوديد و امّا آنان كه رويهاى ايشان سپيد باشد ايشان مؤمنان و موحّدان و مخلصان باشند ايشان در رحمت خداى و در ثواب و بهشت خالد باشند اين آيات و بيّنات و حجج خداى است ما بر تو ميخوانيم آن را بدرستى و راستى و حقّ از بهر آنكه تا ترا معلوم گردد و بدانى كه : خداى تعالى ظلم عالميان نخواهد يعنى نخواهد كه بر هيچكس از عالميان ظلم كند بدانكه ثواب مستحقّ باز گيرد و نامستحقّ را عقاب كند و از آنكه ظلم آنكس كند كه جاهل باشد يا